اسبونیوز : به نام خدا ، من یک دبستانی ام ، این جا مدرسه ی من است . این جا دبستانی است که در آن درس خوانده ام . اولین روز دبستان هنوز یادم می آید . حتی یادم می آید کفش های کتونی سفید رنگی بر پا داشتم . کلاس یک (یِگ) خانم سعدی آموزگارم بود ، کلاس دو آقای زارع ، کلاس سه و چهار آقای قلی پور و کلاس پنج آقای سراج . آقای پرواسی مدیرمان بود و آقای ابراهیمی که هنوز هم به اسبوکلا سر می زند ناظم . واقعا چه روزگاری بود . یادم می آید آن روز خوراکی ام زنگ تفریح نون پنیر بود. ساختمان گِلی سه کلاسه ، درخت آزاد وسط حیاط و ساختمانی که کلاس پنجم آنجا بود هم به خوبی یادم می آید. یک درخت توت هم آن گوشه بود که الان جایش باغچه شده است . چه کودکانی وارد این دبستان شده اند که حالا برای خود بابای گنده ای شده اند و خودشان دست بچه هایشان را می گیرند و تا مدرسه می آورند . خیلی چیزها عوض شده ولی این جا هنوز دبستان من است . دبستان شهید وردیان اسبوکلا. این جا هنوز دبستان من است و من هنوز دبستانی ام.