به جز چند نفر که با زحمت به مدارج عالیه ی تحصیلی رسیده اند و نمی دانم چقدر راضی اند و با چه نگاهی و با چه هدفی انقدر تلاش کرده تا به این جا رسیده اند، بقیه در جایی خیلی دورتر از دانشگاه ایستاده و غروب را نظاره می کنند. من هم در همین نزدیکی ها منتظرم. دانشگاه که می گویم همان جایی است که موجب گسترش علم و فزونی معرفت خواهد شد، علمی که در بیان پیامبر(صلوات الله علیه) نور است. جایی که بر معرفت و بر ایمان هم می افزاید و دیوارهای جهل و تاریکی را با پنجره هایی از نور می شکافد. دانشگاه جایی است که به قول امام (رحمه الله) در آن انسان سازی می شود. یعنی همه ی ابعاد انسانیِ انسان رشد می کند. این که چقدر به این اندیشه نزدیک شده ایم بحث من نیست. سخن از رویکرد جامعه ی روستایی اسبوکلا است در برابر پدیده ای به نام علم و جایی به نام دانشگاه.